آقا و خانم عزیزی که مطلبی به مناسبت فوت نادر ابراهیمی در وبلاگت نوشته ای، دوست عزیزی که پیام تسلیت سند تو آل کرده ای، شما هایی که این روز ها وقتی بهم می رسید نام او را به زبان می آورید…
جان عزیزتان محض نمونه فقط یکی از کتاب های او را خوانده اید؟
شرط می بندم تا قبل از اینکه بمیرد حتی اسم او را هم نشنیده بودید!



23 comments
Comments feed for this article
ژوئن 9, 2008 روی 12:23 ق.ظ
رود
عجب مرد بزرگی بود، من با کتاب هاش زندگی می کردم، درگذشت نادر ابراهیمی رو به همه ی اهل قلم و کاغذ و کاربن تسلیت ها میگن
ژوئن 9, 2008 روی 12:25 ق.ظ
tookaa
خوندم نامه ها رو و .. بگم یا نه ..
ژوئن 9, 2008 روی 12:25 ق.ظ
Melpomene.
جدا این طوری فک میکنی؟!
ژوئن 9, 2008 روی 12:28 ق.ظ
mychamber
ممرده پرستی؟
ژوئن 9, 2008 روی 12:30 ق.ظ
diisignotis
اره خوندیم تو رو سننه؟
ژوئن 9, 2008 روی 1:35 ق.ظ
:: My View ::
خيلي پايتم .
ژوئن 9, 2008 روی 8:18 ق.ظ
همفری بوگارت
ای ول به ولت
ژوئن 9, 2008 روی 9:41 ق.ظ
زهرا
راست میگی
ژوئن 9, 2008 روی 1:05 ب.ظ
تراموا
من فقط اسمش رو شنیده بودم!
ژوئن 9, 2008 روی 5:52 ب.ظ
شیخ
ما خوانده ايم براى همين هيچ نمى گوييم.
ژوئن 9, 2008 روی 7:42 ب.ظ
ویارهای پسری آبستن
مث قیصر
مث همه که می رن
کلا مرگ هر کدوم فرصت خوبیه واسه چیز
ژوئن 9, 2008 روی 10:31 ب.ظ
horizon
من یه کتاب ازش دانلود کرده بودم !
ژوئن 10, 2008 روی 2:05 ب.ظ
مسعود
خیلی ها تا وقتی هستن کسی وجودشونو حس نمیکنه ولی وقتی میرن تازه می فهمیم چه چیز با ارزشی رو از دست دادیم
ژوئن 10, 2008 روی 5:08 ب.ظ
فانتازیو
مبارک___ه اینجا خیلی-دلمون برای افیون بلاگفایی تنگ میشه.
ژوئن 10, 2008 روی 6:58 ب.ظ
ارش
دوست عزیز ما لینک شما رو در آدرس زیر توی سایتمون قرار دادیم:
http://www.va3onak.com/directory/
توسط این ایمیل خواستم از شما هم خواهش کنم که اگر مایل هستین لینک ما رو با عنوان”واسونک اولین خبرگزاری تفریحی ” توی سایتتون قرار بدین
با تشکر
ژوئن 10, 2008 روی 10:20 ب.ظ
اسپایدرمرد
من که میدونم این پست هدفش چیه!
پنج به یک شرط میبندم که خواستی امار بلاگت بره بالا..!
طفلک نادر..!!! ( اسمایلی نون و نمک با هم خوردن)
ژوئن 10, 2008 روی 10:56 ب.ظ
amene
ما نه اسمشو شنیدیم !نه کتابشو خوندیم !نه ازش نوشتیم!!!
ژوئن 11, 2008 روی 3:59 ق.ظ
پپلینو
هی بابا، ملت عادت کردن،عااااااااااادت!
ژوئن 12, 2008 روی 3:25 ق.ظ
نرگس
من یک عاشقانه ی ارامشو فکر کنم اول دبیرستان بودم خوندم
وای نمیدونی چقدر به مخم فشار اوردم تا تونستم بخونم و بفهمم و تمومش کنم
بااین حال خیلی هم ناراحت نشدم مرده
نمیدونم چرا
زیاد بهم ربط نداشت انگاری!
ژوئن 12, 2008 روی 12:54 ب.ظ
osian
تا زندست بکشندش به جفا
تا مرد
به عزت ببرندش سر دست
ژوئن 12, 2008 روی 2:26 ب.ظ
SLEEPER
بیایید ما شما را
دعوت کرده ایم دلبند
ژوئن 12, 2008 روی 5:25 ب.ظ
شیخ
شما هم اگر دوست دارى بنويس.
ژوئن 12, 2008 روی 7:17 ب.ظ
مریم
به این بازی دعوتت کردم اما انگار زودتر از من دعوتت کردن